کانون توجه دانشجویان: ولیشا براون

والشا براون، دانش‌آموز CICS ChicagoQuest، در مسیر رسیدن به عظمت است. او در دسامبر ۲۰۲۰ توسط INCS به عنوان دانش‌آموز سال آخر دبیرستان برجسته سال مورد تقدیر قرار گرفت و بورسیه ۱۰۰۰ دلاری برای دانشگاه دریافت کرد، اما این تنها بخشی از داستان اوست. او در ژوئن امسال از CICS ChicagoQuest (CQ) فارغ‌التحصیل خواهد شد. CQ خانه Warriors است، هم نام تیم ورزشی و هم روح هر دانش‌آموزی که در آن شرکت می‌کند. دانش‌آموزان، مظهر ماموریت مدرسه هستند که عبارت است از تعامل، به چالش کشیدن و آماده کردن دانش‌آموزان برای تأثیرگذاری بر جهان به عنوان حل‌کننده‌های مسئله، طراحان، متفکران انتقادی و نوآوران.

والشا به ارزش‌های اصلی برابری، ارتباط اجتماعی و مشارکت کامل اعتقاد دارد. «وقتی برای اولین بار به شیکاگوکوئست آمدم، همه اطرافیانم غریبه بودند، مردم، معلمان، کارکنان و دانش‌آموزان. من واقعاً خجالتی بودم و همه مرا تشویق می‌کردند که صحبت کنم و آواز خواندن و عشقم به نوشتن شعر را بپذیرم. اگرچه اکنون ما از راه دور آموزش می‌بینم، کارکنان و دانش‌آموزان CQ هنوز خانواده من هستند. حتی اکنون، هر روز یک خاطره جدید است.»

در حالی که منتظر شنیدن خبر انتخاب دانشگاهش است، از معلمانی که در زندگی تحصیلی و عاطفی او نقش داشته‌اند، سپاسگزار است. «معلمان زیادی هستند که می‌توانم از آنها تشکر کنم. یکی از آنها کاترین تورنهیل، معلم تاریخ سال دوم من و معلم «یک هدف» من در سال‌های سوم و چهارم است. او بسیار روحیه‌بخش و حامی من و همه دانش‌آموزان است. او بهترین‌ها را برای همه ما می‌خواهد.» و معلمان نیز او را تشویق کرده‌اند تا از منطقه امن خود فراتر رود. «من همیشه به زبان انگلیسی و خواندن علاقه داشته‌ام، اما جبر ۲ و مثلثات را گذرانده‌ام. معلم ریاضی من، آقای لاتیمور، واقعاً در کلاس مثلثات به من کمک کرده است، با من به صورت تک نفره کار کرده و برای آموزش گام به گام هر مسئله به من وقت گذاشته است.»

حتی افکار فعلی او در مورد رشته تحصیلی و اهداف شغلی‌اش تحت تأثیر معلمانش قرار گرفته است. خانم تورنهیل در یکی از کلاس‌های اختیاری خود در مورد مغز، نحوه عملکرد آن، عوامل محرک آن و غیره صحبت کرد. آن درس اختیاری واقعاً او را به دنبال کردن پزشکی به عنوان یک حرفه علاقه‌مند کرد، اگرچه او هنوز سه شغل را در نظر دارد، یا متخصص زنان و زایمان، روانشناس یا وکیل.

تجربه دبیرستان او فقط آکادمیک نبوده است. او دوستانی مادام العمر پیدا کرده است. «من در سال اول دانشگاه با بهترین دوستم آیلاجا آشنا شدم. من خجالتی بودم و او باعث شد که با او درد دل کنم. او مرا تشویق کرد تا در همه چیز پشتکار داشته باشم و تمام تلاشم را بکنم. و از او به خاطر حمایت‌های زیادی که از من کرده و اینکه چگونه دوستی‌مان را در طول سال‌های حضورمان در اینجا حفظ کرده‌ایم، سپاسگزارم. من خواهران جنگجوی زیادی دارم که هر لحظه به من مشاوره داده‌اند.» والشا همچنین زمانی را برای دنبال کردن جنبه خلاقانه خود پیدا کرده است. او شعر می‌نویسد و اجرا می‌کند. «من اولین باری را که در یک مراسم شعر در مدرسه راهنمایی اجرا کردم، و سپس اولین نمایش استعدادم در CQ را به یاد دارم؛ شعری خواندم و تشویق و انرژی زیادی از سوی تماشاگران وجود داشت و من از همه حمایت‌های همسالانم لذت بردم.»

این شعری است که والشا درباره خودش با عنوان «اجزای من» سروده است.

من بال‌هایی هستم که بدون دانستن مقصدم پرواز می‌کنند، بدون هیچ توضیحی، آزادانه پرسه می‌زنم، در حالی که باد فشار می‌آورد تا مرا به جاهایی که نمی‌توانم ببینم، هل دهد. فکر کردن پاک، و دیدن پاکی، مانند پاکی و پاکی می‌تواند به پاک کردن یک چهره کمک کند، من فشار می‌دهم و عبور می‌کنم تا مسیری نه چندان پاک را برای عبور خودم پاک کنم. زیر خاک خیس می‌شوم و در مایعی که آرزو دارم غوطه‌ور می‌شوم، با آفتابی که به دست می‌آورم لعاب می‌خورم، و تحسین می‌کنم زیرا جنبه‌ی روشن گلبرگ‌های ظریفم را آشکار می‌کند. و انعطاف‌پذیری من بسیار درخشان است، نگاهی به پوستم از درون بیندازید، شما را از زبان بومی که با آن صحبت می‌کنم و از ابتدا با آن صحبت می‌کنم، بی‌خبر می‌گذارد. پس آزادی‌ام را در من پرورش دهید، زیرا بال‌هایی برای پرواز به دوردست‌ها دارم، بسیار دور از جایی که امروز ایستاده‌ام. پس ساقه‌ام را از پایه جایی که کاشته شده‌ام، امتداد دهید. به دنبال امید هستم، طنابی برای صعود ندارم اما هنوز نعمتی برای دریافت نور خورشیدم به من داده شده است. و همانطور که از سکوت شکسته بهبود می‌یابم، دوباره به عمل برمی‌گردم و شما را از آرامش زیبای ذهنم بیرون می‌کشم، زیرا من راهنمای خودم هستم.

والشا همچنین در برنامه تجربه تأثیر اجتماعی سیویتاس (CCIE) شرکت می‌کند. این برنامه به دانش‌آموزان این فرصت را می‌دهد که به صورت مشارکتی کار کنند و از علایق و شور و شوق خود برای حل چالش‌های جامعه استفاده کنند و از طریق یادگیری مبتنی بر پروژه، واحدهای دبیرستان را به عنوان بخشی از برنامه کسب کنند. پروژه او «عشق، بانوان با جوهره پاکدامن» است. این پروژه متعهد می‌شود که هر روز با رویکردی مثبت وارد و خارج شود تا دختران نوجوان سیاه‌پوست در حین کشف استعدادهایی مانند شعر و هنر برای توسعه علایق و پیوندهای خود، آزادانه ایده‌های خود را بیان کنند! 

او توانسته تیمی را برای همکاری در این پروژه استخدام کند، اما همچنین قصد دارد این پروژه را ادامه دهد، مهم نیست که پس از فارغ‌التحصیلی کجا برود. «این پروژه زندگی خودش را دارد. آسیب‌های روحی، آزار و اذیت و کلیشه‌های زیادی در مورد زنان سیاه‌پوست وجود دارد و این [پروژه/طرح/...] برای کمک به آنها در جهت ابراز وجودشان است. این پروژه قصد دارد آنها را ارتقا دهد و نوری بر آنها بتاباند.» 

مدارس چیزی بیش از مکان‌هایی برای یادگیری هستند. بهترین مدارس، حس اجتماع را ارائه می‌دهند. «من همیشه کوئست را با خود خواهم داشت و برای همیشه یک جنگجو خواهم بود زیرا خون قدرتمندی دارم. کوئست همیشه خانواده دوم من خواهد بود. دوران حضورم در شیکاگوکوئست شگفت‌انگیز بوده است و پیوندهای زیادی ایجاد کرده‌ام که اکنون ناگسستنی هستند.»

او این افکار را برای دانش‌آموزان کلاس‌های پایین‌تر به جا می‌گذارد: «پشتکار داشته باشید. هرگز متوقف نشوید، وقتی اوضاع سخت می‌شود، برای رسیدن به آن بجنگید. شما قوی‌تر از آن چیزی هستید که فکر می‌کنید. با وجود چالش‌هایی که سر راهتان قرار می‌گیرند، قادر به انجام هر کاری هستید. اگر در ذهنتان این را دارید که به چیزی دست خواهید یافت، پس با تمام قوا به سراغ آن بروید و هر چه در توان دارید را برای آن بگذارید. متمرکز بمانید، به خودتان ایمان داشته باشید و هرگز نگویید که نمی‌توانید، زیرا اگر مایل به امتحان کردن و تلاش کردن باشید، می‌توانید در هر چیزی عالی باشید.»

مدرسه بین‌المللی چارتر شیکاگو

۱۱ خیابان ای. آدامز، واحد ۶۰۰
شیکاگو، ایلینوی، ۶۰۶۰۳

۳۱۲-۶۵۱-۵۰۰۰
این آدرس ایمیل توسط spambots محافظت می‌شود. برای مشاهده آن، باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.